گلهای رنگارنگ ۳۸۷ب – ماهور

Audio Player

دانلود گلهای رنگارنگ ۳۸۷ب

با همکاری: الهه، حسین قوامی، مهدی خالدی، جواد معروفی
شعر ترانه: رهی معیری
آهنگ ترانه: حبیب‌الله بدیعی
اشعار متن برنامه: فروغی بسطامی، حافظ، سعدی، بابافغانی شیرازی
گوینده: آذر پژوهش
============================================

(فروغی بسطامی)

در هر دو جهان آرزوی روی تو دارم
موزون غزلی چون قد دل‌جوی تو دارم
نیکوست که در پیش تو ‌خوانم غزل شاه
زیرا که هوای رخ نیکوی تو دارم
اندیشه ندارد دلم از آتش سوزان
تا راه در آتشکده‌ی خوی تو دارم
============================================

(فروغی بسطامی)

من آن عهدی که با موی تو بستم
به مویت گر سر مویی شکستم
پس از عمری به دستم آمد آن زلف
عجب سررشته‌ای دادی به دستم
چنان ساقی ز خویشم بی‌خبر ساخت
که آگه نیستم از خود که هستم
گواه دعویم پیر مغان است
که مست از جرعه‌ی جام الستم
============================================

(حافظ)

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
مدعی خواست که آید به تماشاگه راز
دست غیب آمد و بر سینه‌ی نامحرم زد
============================================

(سعدی)

در بهشت گشودند بر جهان ناگاه
خدا به چشم عنایت به خلق کرد نگاه
امید بسته برآمد، صباح خیر دمید
به دور دولت فرخنده‌بخت شاهنشاه
شهنشهی که زمین از فروغ طلعت او
منور است چنان که آسمان به طلعت ماه
خدای عمر درازت دهاد چندانی
که دست جور زمان، از زمین کنی کوتاه
دعای زنده‌دلانت رفیق باد و قرین
خدای عالمیانت نصیر باد و پناه
============================================

(حافظ)

صبح دولت می‌دمد کو جام همچون آفتاب
فرصتی زین به کجا یابم، بده جام شراب
خانه بی‌تشویش و ساقی یار و مطرب بذله‌گوی
موسم عیش است و دور ساغر و عهد شباب
خلوت خاص است و جای امن و نزهتگاه انس
این که می‌بینم به بیداریست یارب یا به خواب
شاهد و ساقی به دست‌افشان و مطرب پای‌کوب
غمزه‌ی ساقی ز چشم می‌پرستان برده خواب
============================================

(حافظ)

سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
قدحی در کش و سرخوش به تماشا بخرام
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
============================================

(رهی معیری)

بیاور سبوی می که فارغم کند ز هستی
سرآید ترانه‌ای چو بلبلان ز شور مستی
خوشا، خوشا، روزگار ما
به شادی شهریار ما
در بزم هستی، سرمست عشق‌ام
پیمانه‌نوش از دست عشق‌ام
همچو گل خندان‌لب‌ام
تو مست جامی، من مست عشق‌ام
خوشا،خوشا، روزگار ما
به شادی شهریار ما
شام سیه‌بختی سرآمد
خورشید آزادی برآمد
ایران‌پرستی، رسم و ره ماست
بر اوج گردون، منزلگه ماست
از همت شاهنشه ما
خوشا، خوشا، روزگار ما
به شادی شهریار ما
============================================

(بابافغانی شیرازی)

بسی شب است که در انتظار مقدم تو
چراغ دیده نهادم بر آستانه‌ی خویش
حسود تنگ‌نظر گو به داغ غصه بسوز
که هست خاتم مقصود بر نشانه‌ی خویش

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *