با همکاری: مرضیه، علیاکبر گلپایگانی، حبیبالله بدیعی، مرتضی محجوبی، لطفالله مجد، امیرناصر افتتاح
اشعار متن برنامه: فخرالدین عراقی، رهی معیری، مشرقی تبریزی، حافظ، طلوعی اراکی
گویندگان: محمد سلطانی، کوکب پرنیان، روشنک
============================================
(فخرالدین عراقی)
چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟
که ناگه دامن از من درکشیدی
چه افتادت که از من برشکستی؟
چرا یکبارگی از من رمیدی؟
لب خود بر لبانم مینهادی
حیات تازه در من میدمیدی
ز بیم دشمنان با من نهانی
لب زیرین به دندان میگزیدی
============================================
(فخرالدین عراقی)
نچيده يک گل از بستان شادی
ز غم صد خار در جانم خليدی
============================================
(رهی معیری)
با عزیزان درنیامیزد دل دیوانهام
در میان آشنایانام، ولی بیگانهام
بار خاطر نیستم روشندلان را چون غبار
بر بساط سبزه و گل، سایهی پروانهام
گرمی دلها بُوَد، از نالهی جانسوز من
خندهی گلها بُوَد، از گریهی مستانهام
همعنانم با صبا، سرگشتهام، سرگشتهام
همزبانم با پری، دیوانهام، دیوانهام
============================================
(رهی معیری)
از غم دل نالهها دارم
نباشد دردم را دوایی
کجایی ای ساقی، کجایی؟
جامی که مرا دیوانه کند
با هستی خود بیگانه کند
اثر نکند نالهی زارم
تاکی از برِ من جدایی
دور از دیدهی من چرایی
ای مستی جان از بادهی تو
جانی که منم دلدادهی تو
خستهدلی دارم ز فتنهی گردون
که در سبویت جای می خون میریزد
بس که بَرَد سوز از شرار غم جانم
اگر برآرم آه از دل آتش خیزد
آمد جان به لبم، وز دل جدا نشود، تاب وتبم
گرید چو شمع سحر، روز و شبم، از تنهایی
بازآ در محفل من، کز آتش غم، سوزد دل من
ای راحت جان، تا کی ز غمت بنالد دل من
نباشد از جهان ز قصه اشک غم حاصل من
============================================
(فخرالدین عراقی)
ای لطف تو دستگیر هر بیسر و پای
احسان تو پایمرد هر شاه و گدای
من لولیکم، گدای بیبرگ و نوای
لولی گدای را عطایی فرمای
============================================
(مشرقی تبریزی)
بس که جان بر آتش غم سوختیم
در حرم رفتیم و مَحرَم سوختیم
چون برآوردیم با عشقش دمی
دم فرو بستیم و هم دم سوختیم
آتش عشقش چو در ما در گرفت
هر دو عالم را به یک دم سوختیم
مانده بود از غارت عشقش دلی
برق دیگر جست و آن هم سوختیم
بارها با آتش غم ساختیم
بار دیگر زآتش غم سوختیم
سالها با آتش غم ساختیم
سال دیگر ز آتش غم سوختیم
============================================
(حافظ)
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود
============================================
(طلوعی اراکی)
مکش ای طبیب رنجم
مده ای حکیم پندم
که به عشق پایبندم
که به دوست دردمندم
شب و روز اشکبارم
که به هجر او دچارم
همه عمر بیقرارم
که به زلف او به بندم
چه شود اگر چو چنگم
تو شبی به بر بگیری
که چو نی نوای عشقت
شنوی ز بندبندم
به صفای عشق و مستی
به تمام مُلک هستی
غم او در مرادم
رخ او در پسندم
============================================
(حافظ)
هر آن که جانب اهل صفا نگه دارد
خداش در همه حال از بلا نگه دارد
گرت هواست که معشوقه نگسلد پیمان
نگاه دار سر رشته تا نگه دارد
Podcast: Play in new window | Download (62.9MB)