برنامه‌ی گلها

گلهای رنگارنگ ۳۲۳ – ماهور

https://golhaprogram.com/wp-content/uploads/2021/02/GR_323_Marzieh_Ghavami.mp3?_=1

دانلود گلهای رنگارنگ ۳۲۳

با همکاری: مرضیه، حسین قوامی، حبیب‌الله بدیعی، روح‌الله خالقی، مرتضی محجوبی
شعر و آهنگ ترانه: علی‌اکبر شیدا
اشعار متن برنامه: سعدی، حافظ
گوینده: روشنک
============================================

(سعدی)

مطرب خوش‌نوا بگو، تازه به تازه، نو به نو
باده‌ی دل‌گشا بجو، تازه به تازه، نو به نو
با صنمی چو لعبتی، خوش بنشین به خلوتی
بوسه ستان به آرزو، تازه به تازه نو به نو
============================================

(علی‌اکبر شیدا)

وعده کردی، وعده کردی، لب لعلت را ببوسم
لب لعل نمکین‌ات، به مثال غنچه‌ی تر
دیشب بر ما بود، بر ما بود، یار من
چقدر باصفا بود، باوفا بود، یار من
قد رعناش را ببین، زلف چلیپاش را ببین
بشکند یا نشکند، آخر دل آواره را
ببوسم یا نبوسم، لعل بت مه‌پاره را
دیشب بر ما بود، بر ما بود، یار من
چقدر باصفا بود، باوفا بود، یار من
نیست چون دست‌رسی، تا رخ زیبات را ببوسم
رخ زیبای تو مانند ندارد، ندارد، ندارد، ندارد
دیری است که دل‌دار پیامی نفرستاد
ننوشت کلامی و سلامی نفرستاد
فریاد که آن ساقیِ شکرلبِ شیرین
دانست که مخمورم و جامی نفرستاد
ای حبیب من، ای طبیب من
عشق روی تو، شد نصیب من
ای نگار من، گل‌عذار من
شرح عشق تو، شد شعار من
============================================

(حافظ)

مقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق
گرت مدام میسر شود زهی توفیق
بیا که توبه ز لعل نگار و خنده‌ی جام
تصوری است که عقلش نمی‌کد تصدیق
============================================

(؟)

خمِ می دگر باره سرجوش زد
صلایی به رند قدح‌نوش زد
دل و دیده بر دور ساغر نهیم
ز دوران این چرخ دون وا رهیم
پس آنگه به کام دل دوستان
بزن جام در ساحت بوستان
============================================

(حافظ)

بیا ساقی آن آتش تابناک
که زرتشت می‌جویدش زیر خاک
به من ده که در کیش رندان مست
چه دنیاپرست و چه آتش‌پرست
بیا ساقی اکنون که شد چون بهشت
ز روی تو این بزم عنبرسرشت
بده وین نصیحت ز من گوش کن
جهان جمله هیچ است و می نوش کن
بیا ساقی آن راه ریحان‌نسیم
به من ده که نه زر بماند نه سیم
دل بی‌نوایان مسکین بجوی
پس آ‌ن‌گاه جام جهان‌بین بجوی
============================================

(حافظ)

کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش
معاشر دل‌بری شیرین و ساقی گل‌عذاری خوش
هر آن‌کس را که در خاطر ز عشق دل‌بری باری است
سپندی گو بر آتش نه که داری کار و باری خوش

Exit mobile version