با همکاری: هایده، تجویدی، مجید نجاحی
رهبر ارکستر: تجویدی
غزل آواز و اشعار متن برنامه: رهی معیری
گوینده: فیروزه امیرمعز
============================================
(رهی معیری)
با عزیزان در نیامیزد دل دیوانهام
در میان آشنایانم، ولی بیگانهام
از چو من آزادهای، الفت بریدن سهل نیست
میرود با چشم گریان، سیل از ویرانهام
============================================
(رهی معیری)
با آن که همچون اشک غم بر خاک ره افتادهام من
با آن که هر شب نالهها چون مرغ شب سر دادهام من
در سر ندارم هوسی، چشمی ندارم به کسی، آزادهام من
با آن که از بیحاصلی، سر در گریبانم چو گل
شادم که از روشندلی، پاکيزهدامانم چو گل
خندانلب و خونينجگر مانند جام بادهام، آزادهام من
يا رب چون من افتادهای کو؟
افتاده آزادهای کو؟
تا رفته از جانم برون، سودای هستی
آسودهام، آسوده از غوغای هستی
گلبانگ مستیآفرين، همچون رهی سر دادهام من
مرغ شبآهنگم ولی، در دام غم افتادهام من
خندانلب و خونينجگر، مانند جام بادهام، آزادهام من
============================================
(رهی معیری)
ما را دلی بود که ز دنیای دیگر است
ماییم جای دیگر و او جای دیگر است
گر خلق را بود سر سودای مال و جاه
آزادهمرد را سر و سودای دیگر است
============================================
(رهی معیری)
ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست
و آنچه در جام شفق بینی بهجز خوناب نیست
زندگی خوشتر بود در پردهی وهم و خیال
صبح روشن را صفای سایه مهتاب نیست
آنچه نایاب است در عالم وفا و مهر ماست
ورنه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست
جای آسایش چه میجویی رهی در ملک عشق
موج را آسودگی در بحر بیپایاب نیست
============================================
(رهی معیری)
اشکم ولی به پای عزیزان چکیدهام
خارم ولی به سایهی گل آرمیدهام
ای سرو پایبسته به آزادگی مناز
آزاده من که از همه عالم بریدهام
Podcast: Play in new window | Download (26.0MB)