با همکاری: حمیرا، منصور صارمی، جهانگیر ملک
آهنگ: پرویز یاحقی
تنظیم: جواد معروفی
اشعار متن برنامه: مفتون امینی، سیمین بهبهانی، جلیلی بیدار
غزل آواز: عماد خراسانی
گوینده: آذر پژوهش
============================================
(مفتون امینی)
زیور به خود مبند که زیبا ببینمت
با دیگران مباش که تنها ببینمت
در این بهار تازه که گلها شکفتهاند
لبخند عشق زن که شکوفا ببینمت
یک جام نوش کردی ومشتاق دیدمت
جامی دگر بنوش که شیدا ببینمت
============================================
(سیمین بهبهانی)
گفتم که بعد از آن همه محنت
آن عشق و آن دنیای محبت
آن سر به زانو بردن و زاری
آن عشق و آن دلداری و یاری
تو مرا تنها نگذاری
تو مرا تنها نگذاری
گفتم پس از آن بیخبریها
آن گریهها، دیوانهگریها
گر جان ز شیدایی به لب آری
جز من به یاری دل نسپاری
تو مرا تنها نگذاری
تو مرا تنها نگذاری
تا دلم مست و مدهوش تو شد
گلشن عشقم آغوش تو شد
گفتم که به یاری
تو مرا تنها نگذاری
تو مرا تنها نگذاری
هر زمان بردی نام دگران
چون مرا دیدی از غم نگران
گفتی که بهجز من به جهان دلداده نداری
تو مرا تنها نگذاری
گمان ندارم مرا به درد و غم جدایی بسپاری
ز غم بمیرم اگر که تنها و بیپناهم بگذاری
مرو که ترسم خدانکرده، دگر نیایی، به بر من
ندانی آن دم، که بی تو هستم، دلم چه آرد به سر من
تا دلم مست و مدهوش تو شد
گلشن عشقم آغوش تو شد
گفتم که به یاری
تو مرا تنها نگذاری
تو مرا تنها نگذاری
هر زمان بردی نام دگران
چون مرا دیدی از غم نگران
گفتی که بهجز من به جهان دلداده نداری
تو مرا تنها نگذاری
تو مرا تنها نگذاری
============================================
(مفتون امینی)
بگذشت در فراق تو شبهای بیشمار
هر شب در این امید که فردا ببینمت
نازم به بینیازیت ای شوخ سنگدل
هرگز نشد اسیر تمنا ببینمت
منتپذیر قهر و عتاب توام ولی
میخواستم که بهتر از اینها ببینمت
============================================
(سیمین بهبهانی)
شب چون به چشم اهل جهان خواب میدود
میل تو گرم در دل بیتاب میدود
در پردهی نهان دلم جای میکنی
گویی به چشم خستهتنی خواب میدود
میبوسمت به شوق و برون میشوم ز خویش
چون شبنمی که بر گل شاداب میدود
============================================
(عماد خراسانی)
دلم خون گشته امشب از جدایی
چه گردد دلبرا کز در درآیی
خدایا یارم آور در کنارم
بیا امشب بکن کاری خدایی
چو نی از بندبندم ناله خیزد
بیا بشنو، نوای بینوایی
اگر امشب نخواهم دید رویش
چرا مرغ دلم این سان هواییست؟
همآغوش فراقت من در این درد
که آیا امشب ای دلبر کجایی؟
============================================
(جلیلی بیدار)
میروم از کویش اما تاب تنهایی نیست
گر شکیبایی تو ای دل من شکیباییم نیست
یک نظر دیدیم رویش را و از خود رفتهایم
فرصتی تا بار دیگر ما به خود آییم نیست
چون حبابی دیده بگشودیم و در دریا شدیم
هر چه هست از اوست حرفی از من و مایی نیست
Podcast: Play in new window | Download (6.6MB)